ترس سر چندی است دارد سر به راهم می کند
بشکن ای سنگ اجل ! خوف بلورین مرا
بلخی
بشکن ای سنگ اجل ! خوف بلورین مرا
بلخی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 16:16  توسط علی
|
بچه که بودم،می گفتم: من بالا!یعنی مرا بالا ببرید...
هوالاعلی
یک موقع اسمی روی من گذاشته بودند،
من بالا ! این اسم را یکی از دختران فامیل گذاشته بود .
من آن موقع دو ، سه ساله بودم و آنها در آپارتمانی زندگی می کردند . ما ، یعنی من و پدر و مادر و برادر بزرگترم احمد ، رفته بودیم دم در خانه شان . مادرم کاری داشت سرپایی . به همین خاطر به جز او بقیه توی ماشین نشسته بودیم تا او برود و زود برگردد .
من که خانه آنها را خیلی دوست داشتم ، دائم می گفتم : " من ، بالا . من ،بالا .... " یعنی مرا بالا ، به خانه آنها ، ببرید .
از آن به بعد اسمم شده بود : علی من بالا!
الان که فکر می کنم میبینم که چه اسم با مسمایی است .
" من ملک بودم و فردوس برین جایم بود "